خسته ام ...
از همه چى ...
و اشكم... همش دمه مشكمه ..
دلايل زيادى وجود داره.. كه اينجورى هواى دلم
ابرى شه ...
اونقدر كه دردش منو از پا در اورده.
.
.
نميدونم براى من روزى هست كه طلوع كنه يا نه!
ولى بايد زنده بمونم، ميخوام پايان اين دنيا رو ببينم،
همونطور كه اون پايانِ منو ...
هر روز، هرشب...
برچسب:
نویسنده: سارا طباطبایی